توسعه صادرات در بازارهای نوظهور
مقدمه
بازارهای نوظهور به عنوان موتورهای اصلی رشد اقتصاد جهانی در دهههای اخیر مطرح بودهاند. رشد اقتصادی این کشورها به طور متوسط حدود سه درصد بیشتر از کشورهای توسعهیافته بوده و واردات به این کشورها نیز رشد قابلتوجهی داشته است . با وجود این فرصتها، بسیاری از کسبوکارها، به ویژه شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs)، از پتانسیل این بازارها بهره کافی نمیبرند. برای نمونه، دادههای وزارت تجارت بریتانیا نشان میدهد که تنها هند و چین از میان اقتصادهای نوظهور، در میان ۲۰ مقصد برتر صادراتی این کشور قرار دارند .
تحولات اخیر در اقتصاد جهانی، از جمله کاهش سرعت جهانیسازی، افزایش تعرفهها، و تغییر در زنجیرههای تأمین، فرصتها و چالشهای جدیدی را برای صادرکنندگان ایجاد کرده است. در حالی که صادرات به بازارهای توسعهیافته با موانع فزایندهای مواجه میشود، تجارت بین خود کشورهای نوظهور (تجارت جنوب-جنوب) رو به گسترش است و سهم آن از کل صادرات جهانی از ۸۰ درصد به ۶۰ درصد کاهش یافته و ۴۰ درصد صادرات جهان اکنون بین اقتصادهای نوظهور جابهجا میشود . این تغییرات، ضرورت تدوین راهبردهای مؤثر برای توسعه صادرات در بازارهای نوظهور را دوچندان میکند.
فرصتهای صادرات به بازارهای نوظهور
رشد طبقه متوسط و افزایش قدرت خرید
یکی از مهمترین فرصتهای بازارهای نوظهور، رشد سریع طبقه متوسط است. پیشبینی میشود تعداد خانوارهای طبقه متوسط در اقتصادهای نوظهور از ۳۵۰ میلیون در سال ۲۰۲۴ به نزدیک ۷۰۰ میلیون تا سال ۲۰۳۴ برسد که چین سهم تقریباً نیمی از این رشد را به خود اختصاص داده است. در هند نیز تعداد خانوارهای طبقه متوسط از ۳۱ میلیون در سال ۲۰۱۰ به بیش از ۱۲۵ میلیون افزایش یافته است . این رشد، تقاضای عظیمی برای کالاهای مصرفی، فناوری، محصولات با کیفیت و لوازم صنعتی ایجاد کرده است.
بسیاری از بازارهای آسیایی مانند ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور، ارزش بالایی برای کیفیت، اعتبار برند و تولید اخلاقی قائل هستند و مصرفکنندگان حاضرند برای محصولات قابل اعتماد، نوآورانه و پایدار، هزینه بیشتری بپردازند. این موضوع برای صادرکنندگانی که محصولات با کیفیت بالا ارائه میدهند، مزیت رقابتی ایجاد میکند .
تغییر الگوهای تجارت جهانی
با کاهش وابستگی به اقتصادهای توسعهیافته، کشورهای نوظهور به سمت تقویت همکاریهای منطقهای و توسعه ظرفیتهای داخلی حرکت کردهاند. ابتکاراتی مانند کمربند-راه چین، سیاستهای «نگاه به شرق» هند، و مجامعی مانند بریکس، نشاندهنده گسترش همکاریهای بین اقتصادهای نوظهور است . این تغییرات، فرصتهای جدیدی را برای صادرکنندگانی فراهم میکند که به دنبال ورود به زنجیرههای تأمین منطقهای هستند.
چالشهای کلیدی در توسعه صادرات
موانع اطلاعاتی و نهادی
کمبود اطلاعات دقیق و قابل اعتماد درباره بازارهای هدف، یکی از مهمترین چالشهای صادرکنندگان است. بر اساس یک نظرسنجی، ۲۴ درصد از صادرکنندگان، دشواری در شناسایی مشتریان و برقراری ارتباطات محلی را به عنوان مهمترین مانع ذکر کردهاند. همچنین ۲۲ درصد به نیاز به منابع مالی اضافی و تضمین قراردادها اشاره کردهاند و ۱۳ درصد کمبود اطلاعات درباره فرصتهای نفوذ به بازارهای در حال توسعه را گزارش دادهاند .
موانع نهادی دیگری که صادرکنندگان با آن مواجه هستند عبارتند از:
-
پیچیدگی قوانین گمرکی و مقررات واردات
-
ریسکهای سیاسی و نهادی شامل تغییرات ناگهانی در سیاستهای دولتی، کنترل ارز، و بیثباتی نهادی
-
تفاوتهای فرهنگی و زبانی که به ویژه در بازارهای آسیایی چالشبرانگیز است
-
محدودیتهای منابع در شرکتهای کوچک و متوسط که توانایی آنها را برای سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه بازار محدود میکند
ریسکهای مالی و ارزی
نوسانات ارزی، عدم پرداخت یا تأخیر در پرداخت، و لغو قراردادها از ریسکهای رایج در بازارهای نوظهور هستند . در شرایط بحران اقتصادی، دولتها ممکن است کنترل ارز اعمال کنند که مانع از انتقال پول به خارج از کشور شود. به عنوان مثال، زمانی که برزیل در سال ۲۰۱۶ با بحران اقتصادی و سیاسی مواجه شد، تغییرات عمدهای در ارزش پول ملی آن ایجاد گردید که برخی شرکتهای کانادایی با مشکلات پرداخت از سوی مشتریان برزیلی خود مواجه شدند .
راهبردهای موفقیت در بازارهای نوظهور
بهرهگیری از شبکههای کسبوکار و نهادی
تحقیقات نشان میدهد که شبکههای نهادی و کسبوکار، نقش کلیدی در تسریع ورود به بازارهای نوظهور و گسترش دامنه جغرافیایی فعالیتهای بینالمللی دارند . برخلاف تصور رایج، شبکههای اجتماعی (روابط شخصی و غیررسمی) نقش محدود و کوتاهمدتی در این فرآیند ایفا میکنند و شرکتهای موفق بیشتر بر شبکههای رسمی و نهادی تکیه دارند.
برای موفقیت در بازارهای نوظهور، ایجاد روابط محلی از طریق نمایندگان، توزیعکنندگان، یا حضور در محل، بسیار حیاتی است. این روابط به عنوان یک «موجب رقابتی» عمل میکنند که از کسبوکار در برابر رقبایی که تنها به تعاملات معاملاتی یا دیجیتال متکی هستند، محافظت مینماید . ۷۲ درصد از صادرکنندگان گزارش دادهاند که بدون نیاز به تشکیل مشارکت تجاری میتوانند وارد بازارهای در حال توسعه شوند که نشاندهنده توانایی داخلی و تجربه کافی آنهاست .
کارآفرینی راهبردی و نوآوری
شرکتهای موفق در بازارهای نوظهور، رویکرد کارآفرینی راهبردی را در پیش میگیرند که ترکیبی از «نوآوری مقرونبهصرفه» و «یادگیری سازمانی» است . در مرحله اول، جستجوی فرصتها، ورود زودهنگام و کمریسک به بازار را هدایت میکند، در حالی که جستجوی مزیت (از طریق اتحاد با شرکتهای چندملیتی و استخدام مدیران با تجربه) از مقیاس و پایداری بینالمللیسازی حمایت میکند.
در صنایع خلاق دیجیتال، «شبکهسازی با ذینفعان» و «توسعه و تطبیق مدلهای کسبوکار» به عنوان معیارهای حیاتی برای انتخاب شیوه ورود به بازار شناسایی شدهاند. در این حوزه، «مشارکت مشترک» (Joint Venture) مؤثرترین گزینه برای حفظ قابلیتهای پویای شرکتهای صادرکننده محسوب میشود .
نقش حمایتهای دولتی
حمایتهای دولتی، مانند یارانههای نمایشگاههای تجاری و کمکهای صادراتی، نقش مهمی در کاهش موانع ورود و گسترش دسترسی به بازارهای خارجی ایفا میکنند . با این حال، تأثیر این حمایتها بر مقیاس فعالیتهای بینالمللی محدودتر است و اثربخشی آنها به قابلیتهای داخلی شرکتها و اندازه آنها بستگی دارد.
نمونه موفق حمایت دولتی را میتوان در رویکرد کنیا مشاهده کرد. این کشور با ایجاد پارکهای صنعتی در سطح شهرستانها، ارائه تجهیزات پردازش و زیرساختهای مشترک، و راهاندازی برنامههایی مانند «آکادمی صادرکنندگان»، به شرکتهای کوچک و متوسط در جهت رعایت استانداردهای جهانی و افزایش توان صادراتی کمک کرده است . همچنین، برنامههایی مانند صندوق توسعه کارآفرینی و طرح تضمین اعتبار، دسترسی به منابع مالی را برای کسبوکارهای کوچک تسهیل کردهاند .
انتخاب شیوه ورود مناسب
انتخاب شیوه ورود به بازار، یکی از تصمیمگیریهای راهبردی در توسعه صادرات است. بر اساس یک مطالعه در صنایع خلاق ایران، «مشارکت مشترک» به عنوان مؤثرترین گزینه برای حفظ قابلیتهای پویای شرکتهای صادرکننده شناسایی شده است . این شیوه ورود به شرکتها امکان میدهد تا از دانش محلی، شبکههای توزیع و اعتبار شریک محلی بهرهمند شوند و در عین حال ریسکهای سیاسی و مالی را کاهش دهند.
برای صادرکنندگانی که توانایی و تجربه کافی دارند، ورود مستقل به بازار نیز ممکن است گزینه مناسبی باشد. ۷۲ درصد از صادرکنندگان در یک نظرسنجی گزارش دادند که میتوانند بدون مشارکت تجاری وارد بازارهای در حال توسعه شوند .